science
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ
مطالب اخیر
نظرسنجی
چه نمره ای به این وبلاگ می دهید؟






به راستی چه اتفاقی میفتاد اگر خدا هم مثل ما رفتار میکرد؟
چی میشد اگر...؟ خدا برای برکت دادن ما در امروز وقتی نداشت، چونکه ما دیروز وقتی برای تشکر کردن از او نداشتیم.
چی میشد اگر...؟ خدا تصمیم بگیره که از فردا دیگه ما را هدایت نکنه، چونکه ما امروز از او پیروی نکردیم.
چی می شد اگر...؟ خدا امروز با ما قدم نمی زد، چون ما متوجه نبودیم که امروز روزیست که او خلق کرده.
چی می شداگر...؟ ما هرگز از این به بعد شکوفه زدن یک گل را نمی دیدیم، چونکه آخرین باری که خدا باران را فرستاد، ما شروع کردیم به غرغرکردن.
چی می شد اگر...؟ خدا از این به بعد از محبت کردن و توجه به ما دست بکشه، چونکه ما دیگران را محبت نکردیم و به آنها اهمیتی ندادیم.
چی می شد اگر...؟ خدا پیغامش را ور می داشت، چونکه ما به پیغام آورش گوش ندادیم.
چی می شد اگر...؟ خدا به همان نحوی که ما زندگیمان را به او تقدیم می کنیم، نیازهایمان را برآورده می کرد.
چی می شد اگر...؟ خدا همانطوری که ما به خواندنش برای خدمت پاسخ می دهیم، جواب دعاهایمان را می داد.
 چی می شد اگر...؟ خدا امروز ما را نشنود، چونکه ما دیروز به او گوش ندادیم.
چی می شد اگر...؟ ما این مطلب به کس دیگری ندهیم، این مطلب را با کسی که برای شما مهم است قسمت کنید!!!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 28 بهمن 1393
پابلو پیکاسو، نقاش و مجمسه ساز مشهور در مورد توانائیهای خودش صحبت می کرد و می گفت: مادر من همیشه به من می گفت که اگر در زندگی یک سرباز باشی، در آینده تبدیل به یک ژنرال خواهی شد. و یا اگر یک تارک دنیا باشی، در آینده تبدیل به پاپ می شوی و به جای همۀ اینها من نقاش شدم و امروز هم یک پیکاسو هستم، البته هیچ از این بابت احساس حقارت و سرخوردگی نمی کنم! اما پیکاسو در ادامۀ صحبتهایش موافقت و تأیید خود را دربارۀ آنچه که آبراهام لینکن گفته است، خاطر نشان می سازد. "هرچه که هستی، بهترینش باش." و آبراهام لینکن با زندگی خود حکمت این اندرز را ثابت کرد.
و اما در روزهایی که ما به سر می بریم و اکثر انسانها به اعتدال و میانه روی قناعت می کنند، به انجام رساندن آنچه آبراهام لینکن گفته است مستلزم داشتن اشتیاق شدید برای رشد یافتن و بهتر شدن است. من فکر می کنم این به ما کمک خواهد کرد تا به خاطر بسپاریم که "عالی ترین و بهترین بودن را نمی توان در پایان یک مسیر و یا همانند مسافری که در آخر به مقصد خود می رسد بدست آورد." در واقع بهترین بودن و بهترین ها را به انجام رساندن، برای آنانی که پند آبراهام کینکن را می شنوند و می فهمند، یک عادت می باشد. Frederick Loewe آهنگساز و موسیقدان مشهوری می باشد که از آثار موسیقی او می توان My Fair Lady و همینطور Gigi و Camelot را نام ببریم. ولی آنچه که شایان توجه می باشد این است که Frederick Loewe از ابتدا یک شخص مشهور نبوده است. او نواختن پیانو را زیر دست اساتید بزرگ موسیقی در اروپا آموخت و در سالهای آغازین کارش بعنوان موسیقیدان و آهنگساز موفقیتهای چشمگیری بدست آورد. اما وقتی که به ایالت متحدۀ آمریکا مهاجرت کرد، بعنوان یک استاد موسیقی نتیجۀ جالبی بدست نیاورد و در آخر شکست خورد. برای مدتی دست به هر کاری زد و حتی سخت ترین حرفه ها را تجربه کرد. کارهایی از قبیل جستجوی طلا و یا نبرد بر روی رینگ بوکس. اما هرگز از رؤیای خود دست برنداشت و همچنین به نواختن پیانو و ساختن آهنگ ادامه داد.
در طی آن سالهای سخت بی پولی، که او حتی قادر به پرداخت قسطهای پیانوی خود نیز نبود، یک روز در حالی که بر روی کلیدهای پیانو خم شده بود، با قلبی شکسته می نواخت. او هیچ چیزی نمی شنید، مگر صدای موسیقی که با روح و قدرت خاصی که هرگز در خود ندیده بود و سراغ نداشت و خود نوازنده آن بود. وقتی که کارش به پایان رسید و سر خود را بلند کرد و به بالا نگاهی انداخت، ناگهان یکه خورد، زیرا متوجه شد که در تمام این مدت تماشاچیانی داشته است. آنها سه مرد بودند که بر روی زمین در مقابل پیانو نشسته و با صدای موسیقی خود را به راست و چپ حرکت می دادند. آنان هیچ کلامی بر زبان نیاوردند و هیچ حرکتی اضافه نکردند و در عوض جیبهای خود را گشتند و پولهای خود را روی هم گذاشتند. قسط پیانوی فرانک را فراهم کردند، آن را روی پیانو گذاشتند و بدون اینکه دیگر پولی داشته باشند، آنجا را ترک کردند. این افراد تحت تأثیر موسیقی قرار گرفتند و درک کردند که آن عالی و بهترین است و در مقابل آن نیز عکس العمل نشان دادند. یک عکس العمل هر چه که هستی، بهترین باش.
اگر کاری را که انجام میدهی، ارزش سعی کردن را دارد و اگر باور داری که شخص با ارزشی هستی، پس نمی توانی به این قانع شوی که میانه رو و عادی باشی، یعنی نه خوب و نه بد! اگر در این زندگی تصمیم گرفته ای که در راه "بهترین بودن" قدم برداری، بهترین سعی خود را برای به انجام رساندنش بکن و عالی ترین و بهترین را نیز از آن دریافت کن و بعد خواهی فهمید که رضایت حقیقی در زندگی چیست.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 28 بهمن 1393
توی یه موزه معروف که سنگ های مرمر کف پوش شده بود، مجسمه بسیار زیبای مرمرینی به نمایش گذاشته شده بود، که مردم از راههای دور و نزدیک واسه دیدنش به اونجا میومدن و کسی نبود که اونو ببینه و لب به تحسین باز نکنه! یه شب سنگ مرمری که کف پوش اون سالن بود؛ با مجسمه شروع به حرف زدن کرد و گفت: " این منصفانه نیست! چرا همه پا روی من می ذارن تا تو رو تحسین کنن؟! مگه یادت نیست؟! ما هر دومون توی یه معدن بودیم، مگه نه؟ این عادلانه نیست! من خیلی شاکیم!"
مجسمه لبخندی زد و آروم گفت: "یادته روزی که مجسمه ساز خواست روت کار کنه، چقدر سرسختی و مقاومت کردی؟" سنگ پاسخ داد : " آره ؛ آخه ابزارش به من آسیب میرسوند. آخه گمون کردم می خواد آزارم بده. آخه تحمل اون همه درد و رنج رو نداشتم." و مجسمه با همون آرامش و لبخند ملیح ادامه داد که: "ولی من فکر کردم که به طور حتم می خواد ازم چیز بی نظیری بسازه. به طور حتم بناست به یه شاهکار تبدیل بشم. به طور حتم در پی این رنج؛ گنجی هست. پس بهش گفتم: هرچی میخوای ضربه بزن؛ بتراش و صیقل بده! و درد کارهاش و لطمه هائی رو که ابزارش به من می زدن رو به جون خریدم. و هر چی بیشتر می شدن؛ بیشتر تاب می آوردم تا زیباتر بشم! پس امروز نمی تونی دیگران رو سرزنش کنی، که چرا روی تو پا میذارن و بی توجه عبور می کنن. آره عزیز دلم! رنج و سختی ها هدایای خالق مهربون هستیه به من و تو." و ...
یادمون باشه قراره اونقدر خوشبخت بشیم که خودمون هم نمی تونیم از الان باور و تصور کنیم.
پس بیا ازین به بعد به هر مسئله و مشکلی سلام کنیم و بگیم: خوش اومدی و از خودمون بپرسیم:
" این بار اون لطیف بزرگ چه موهبت و هدیه ای برامون فرستاده ؟ "




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 28 بهمن 1393

بر سنگ قبر کشیشی در کلیسای وست مینستر انگلستان نوشته شده است:

کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر بدهم.

کمی بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر بدهم.

بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهر خودم را تغییر بدهم.

در سالخوردگی به این نتیجه رسیدم که خانواده خودم را تغییر بدهم.

اکنون که در آستانه مرگ هستم دریافتم که اگر از روز اول خودم را تغییر داده بودم شاید می توانستم دنیا را نیز تغییر بدهم!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 20 بهمن 1393

امیر مومنان می فرمایند:

افکار تو گفتارت می شود

گفتار تو کردارت می شود

کردار تو رفتارت می شود

رفتار تو عاداتت می شود

عادات تو شخصیتت می شود

و شخصیت تو سرنوشت تو را می سازد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 20 بهمن 1393





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
احادیث گزینشی ارتباط با ما تماس با ما google


ابزاروبلاگ


استخاره آنلاین با قرآن کریم

Online User
IranSkin go Up

كد ماوس

لیگ برتر
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات